پشتم به تو گرم است. نمی دانم اگر تو نبودی، زبانم چطور می چرخید، صدایت نزنم! راستش را بخواهی، گاهی، حتی وقتی با تو کاری ندارم، برای دل خودم صدایت می زنم؛ بابا! آن قدر با دست هایت انس گرفته ام که گاهی دلم لک می زند، دستانم را بگیری. هر بار دستانم را می گیری، خیالم راحت می شود؛ می دانم که هوایم را داری و من میان ازدحام غریبی، گم نمی شوم و تو هیچ وقت دستم را رها نمی کنی... . دبستان دخترانه غیردولتی قرآنی کلام نور ...
ما را در سایت دبستان دخترانه غیردولتی قرآنی کلام نور دنبال میکنید